آخرین بروز رسانی در فوریه 14, 2026 توسط سردبیر
انقضای پیمان استراتژیک کاهش تسلیحات هستهای (نیواستارت) میان ایالات متحده آمریکا و روسیه در پنجم فوریه ۲۰۲۶، نقطه عطفی تاریخی در معادلات ژئوپلیتیک جهانی به شمار میرود. این رخداد، نه تنها آخرین سد قانونی را در مسیر رقابت هستهای میان دو ابرقدرت اتمی از میان برداشت، بلکه زمینبازی امنیتی بینالمللی را به گونهای عمیق و غیرقابل پیشبینی دگرگون ساخته است. در این میان، برنامه صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران، که همواره کانون توجه و فشارهای بینالمللی بوده، اکنون در معرض تندبادهای ناشی از این خلأ راهبردی قرار گرفته و نیازمند بازنگری در محاسبات امنیتی خود است.
پایان پیمان هستهای نیواستارت: خطری برای ثبات جهانی
پیمان نیواستارت، که در سال ۲۰۱۰ به امضا رسید، برای سالها به عنوان آخرین ستون باقیمانده از معماری کنترل تسلیحات هستهای میان واشنگتن و مسکو عمل میکرد. این پیمان، با محدود کردن کلاهکهای مستقر دو طرف به ۱۵۵۰ کلاهک و سیستمهای پرتاب به ۷۰۰ فروند، حداقلِ پیشبینیپذیری را در مناسبات خطرناک هستهای فراهم آورده بود. انقضای این پیمان بدون هیچ جایگزین مؤثر، عملاً طلسم پنج دهه تلاش برای ایجاد نظمی مبتنی بر تحدید تسلیحات اتمی را شکست و جهان را به وضعیتی شبیه به پیش از امضای پیمان «سالت یک» در سال ۱۹۷۲ بازگرداند. این وضعیت جدید، به منزله بازگشت به عصر رقابت هستهای بیقید و شرط تلقی میشود و همانطور که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشدار داده، ریسک جهانی را به شدت افزایش میدهد.
رقابت هستهای نوین و معماری چندقطبی آشفته
این فروپاشی تاریخی، نه صرفاً یک شکست دیپلماتیک، بلکه نشانهای آشکار از گذار نظام بینالملل به سمت یک «چندقطبی آشوبزده» است. در این الگوی جدید، مکانیسمهای همکاریجویانه و مبتنی بر حقوق بینالملل، جای خود را به منطق رقابت امنیتی و توازن قوا میدهند. تشدید تقابلهای راهبردی میان بلوک غرب به رهبری آمریکا و محور شرق با حضور روسیه و چین، بستر این تغییر پارادایم را فراهم آورده است. گزارشهای تحلیلی، از جمله از سوی شوراهایی مانند شورای روابط خارجی آمریکا، نشان میدهد که با از بین رفتن سقفهای تعیینشده توسط پیمان هستهای نیواستارت، امکان افزایش چشمگیر زرادخانههای اتمی دو رقیب اصلی وجود دارد؛ تخمینها از احتمال افزایش کلاهکهای هستهای روسیه تا ۲۶۰۰ و آمریکا تا ۳۵۰۰ کلاهک حکایت دارد. این گسترش کمی و کیفی، نه تنها تعادل استراتژیک جهانی را مختل میسازد، بلکه سایه نگرانکنندهتری از تهدیدات اتمی را بر مناطق حساس ژئوپلیتیک جهان، از جمله خاورمیانه، میافکند.
پیامدهای مستقیم فروپاشی پیمان هستهای بر برنامه اتمی ایران
جمهوری اسلامی ایران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و برنامه هستهای صلحآمیز خود، از جمله کشورهایی است که بیشترین تأثیر را از این تحول راهبردی میپذیرد. پیامدهای این وضعیت را میتوان در ابعاد مختلفی تحلیل کرد:
تغییر موازنه تهدید و فوریت امنیتی: با افزایش پتانسیل رقابت هستهای میان قدرتهای بزرگ، محیط امنیتی پیرامون ایران پیچیدهتر و خصمانهتر میشود. این فروپاشی، در کنار افزایش حضور نظامی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه، از جمله در پایگاههایی نظیر «العُدید» در قطر، سایه سنگینی از نگرانیهای امنیتی را بر منطقه، به ویژه در اطراف ایران، افکنده است. این شرایط، گفتمان «تهدید امنیت ملی» در محاسبات راهبردی تهران را به ابعاد تازهای ارتقا میدهد.
تضعیف رژیم عدم اشاعه و دوگانگی معیارها: زمانی که قدرتهای هستهای رسمی خود را از تعهدات کاهش زرادخانههای اتمی رها میکنند، اعتبار اخلاقی و سیاسی ادعاهای آنها برای مهار برنامههای صلحآمیز هستهای سایر کشورها به شدت تضعیف میشود. این «دوگانگی معیار» در موضوع هستهای، فشار بر ایران برای محدودسازی برنامههای غنیسازی خود – که همواره تحت نظارت دقیق آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده – را با چالش جدی مواجه میکند و فضای مذاکره را به سمت موازنه قوا سوق میدهد.
تشدید انزواطلبی غرب و تقویت راهبرد نگاه به شرق ایران: خلأ به وجود آمده، ممکن است غرب را ترغیب کند تا برای جبران احساس ناامنی ناشی از رقابت با روسیه و چین، بر فشار حداکثری بر رقبای منطقهای خود بیفزاید. این وضعیت میتواند به احیای مکانیسم ماشه یا اعمال تحریمهای جدید علیه ایران منجر شود. در سوی مقابل، شرایط جدید، راهبرد «نگاه به شرق» ایران را تقویت میکند. همکاریهای راهبردی با روسیه و چین در حوزههای امنیتی، اقتصادی و فناوری میتواند ابعاد گستردهتری یابد و نقشآفرینی در بلوکهای نوظهور مانند بریکس به عنوان پلتفرمی برای ایجاد ائتلافهای ضد هژمونیک، برجستهتر شود.
بازتعریف محاسبات هستهای صلحآمیز ایران: در محیط امنیتی به مراتب خصمانهتر پس از انقضای پیمان هستهای نیواستارت، محاسبات تهران درباره برنامه هستهای صلحآمیز خود نیز ممکن است دستخوش ملاحظات تازه شود. این به معنای تغییر در سیاستهای بنیادین نیست، بلکه به معنای ارزیابی مجدد سطح غنیسازی، ذخایر اورانیوم و گسترش فناوریهای وابسته، با در نظر گرفتن تهدیدات متصور است. گزارش فوریه ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر ادامه غنیسازی ایران در سطوح مختلف از جمله ۶۰ درصد، در این بستر معنای راهبردی بیشتری پیدا میکند.
راهکارهای ایران برای مدیریت بحران در عصر رقابت هستهای
در چنین گذرگاه تاریخی پرچالشی، جمهوری اسلامی ایران نیازمند دیپلماسی هوشمند، فعال و چندسطحی برای حفظ منافع ملی و تقویت امنیت خود است. راهکارهای کلیدی در این راستا شامل موارد زیر میشود:
دیپلماسی تهاجمی برای افشای دوگانگیها: ایران باید در تمامی مجامع بینالمللی، از جمله سازمان ملل متحد و کنفرانس خلع سلاح و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بر پیوند انقضای نیواستارت با تضعیف رژیم انپیتی و نقض روحیه تعهدات هستهای توسط قدرتهای دارنده سلاح اتمی تأکید کند. هدف باید افشای تناقض در رفتار غرب و بیاعتبار کردن ادعاهای آنان در قبال برنامه صلحآمیز ایران باشد.
تعمیق همکاریهای راهبردی با محور شرق و بلوکهای نوظهور: توسعه روابط همهجانبه با روسیه و چین، نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان یک ضرورت راهبردی در شرایط جدید باید در دستور کار قرار گیرد. این همکاریها میتواند از حوزههای اقتصادی و نظامی فراتر رفته و هماهنگی دیپلماتیک در مواجهه با طرحهای فشارآفرین غرب را شامل شود. نقشآفرینی فعال در نهادهایی نظیر بریکس، فرصتهای تازهای برای ایجاد ائتلافهای قدرتمند فراهم میآورد.
ابتکار عمل برای امنیت جمعی منطقهای: ایران میتواند با تکیه بر مزیتهای ژئوپلیتیک و امنیتی خود، پیشنهاد تدوین رژیم امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس را با مشارکت کلیه کشورهای ساحلی مجدداً و با قوت مطرح کند. چنین طرحی، مبتنی بر خروج نیروهای فرامنطقهای و ایجاد مکانیسمهای اعتمادسازی، میتواند بهترین پاسخ به بیثباتی ناشی از رقابت هستهای بزرگمقیاس باشد.
تقویت اقتصاد مقاومتی و توسعه درونزا: تجربه سالهای اخیر نشان داده که اقتصاد ایران ظرفیت قابل توجهی برای انطباق با شرایط سخت و کاهش وابستگی دارد. شتاب بخشیدن به سیاستهای اقتصاد مقاومتی، توسعه بازارهای جدید صادراتی و تقویت پیوندهای اقتصادی با همسایگان و شرکای راهبردی، سپر دفاعی کشور در برابر فشارهای اقتصادی را مستحکمتر خواهد کرد.
در مجموع، فروپاشی پیمان هستهای نیواستارت، جهان را وارد فصلی تیرهتر از رقابتهای امنیتی کرده است. برای جمهوری اسلامی ایران، این رویداد هم تهدید است و هم فرصت. تهدید از آن جهت که محیط امنیتی پیرامون کشور را مخدوشتر و فشارهای سیاسی دشمنان را فزایندهتر میکند. فرصت از این منظر که دوگانگی ذاتی گفتمان غرب در مورد سلاحهای هستهای را عریانتر ساخته و فضای بینالمللی را برای شکلگیری ائتلافهای جدید و تعدیل کننده هژمونی غرب مساعدتر میسازد. کلید عبور موفقیتآمیز از این مرحله، در هماهنگی سه ضلع «قدرت دفاعی و بازدارندگی»، «دیپلماسی فعال و هوشمند» و «اقتصاد مقاوم و پویا» نهفته است. ایران باید با حفظ اصول و منافع ملی خود، با اتکا به توانمندیهای داخلی و روابط راهبردی با شرکای بینالمللی، مانور خود را در این صفحه شطرنج پیچیده حفظ کند. آینده ثبات منطقهای و جهانی، نه در تشدید یکجانبهگرایی و فشار، که در احیای عقلانیت جمعی و پذیرش حق ملتها برای برخورداری از فناوری صلحآمیز هستهای تحت چارچوب انپیتی نهفته است.
مطالب مرتبط
- ترامپ سفر شی جینپینگ به آمریکا را اعلام کرد: دو قدرت جهانی در مسیر ترمیم روابط دوجانبه
- توقف ناگهانی خرید نفت روسیه توسط هند؛ دهلینو تحت تاثیر توافق تجاری با آمریکا
- کمیسیون امنیت ملی مجلس: ایران صرفاً در موضوع هستهای مذاکره خواهد کرد و پیششرطهای آمریکا خط قرمز است
- توقف ناگهانی خرید نفت روسیه توسط هند؛ دهلینو تحت تاثیر توافق تجاری با آمریکا

علی رستگار، دانشآموخته رشته خبرنگاری سیاسی – اقتصادی از دانشکده خبر است. او فعالیت حرفهای خود را در عرصه رسانه از سال ۱۳۸۹ به طور رسمی آغاز کرد و در طول سالها با چندین خبرگزاری و نشریه همکاری داشته است.
