آخرین بروز رسانی در فوریه 7, 2026 توسط سردبیر
<
پرونده یک باند سرقت سریالی در شمال تهران با یک اتفاق عجیب و جزئیات حیرتانگیز بسته شد. دزدی که به دلیل وسواس شدید، حتی در حین ارتکاب جرم نیز از ورود با کفش به منازل اجتناب میکرد، سرانجام به دلیل همین عادت غریب و در پی یک فرار ناگهانی و پابرهنه، توسط گشت پلیس شناسایی و دستگیر شد تا پرده از راز سرقتهایی برداشته شود که قربانیان آن، پس از تاراج اموالشان، یادداشتهایی با مضمون عذرخواهی و وعده بازگشت اشیاء مسروقه را مشاهده میکردند.
رمزگشایی از پرونده دزد وسواسی با یک فرار عجیب
طی هفتههای اخیر، وقوع سرقتهای سریالی از خانههای مسکونی در مناطق شمالی تهران به یکی از معضلات اصلی پلیس تبدیل شده بود. سارقان پس از تخریب درب ورودی منازل، اقدام به سرقت اموال قیمتی میکردند. اما آنچه این پرونده را از سایر موارد متمایز میساخت و جنبهای مرموز به آن میداد، کشف یادداشتهایی با دستخطی واحد بود که پس از هر سرقت در محل باقی میماند. این یادداشتها با عبارتی نظیر "ببخشید! اموالتان را موقتاً قرض گرفتیم و بعد برمیگردانیم"، نشان از نوعی تضاد شخصیتی یا تلاش برای توجیه اعمال مجرمانه داشت. با وجود حرفهای بودن سارقان در پوشاندن چهره و عدم به جا گذاشتن سرنخ، پیچیدگی این سرقتها پلیس را برای شناسایی عاملان آن با چالش مواجه کرده بود.
شب واقعه، مأموران گشت پلیس در یکی از خیابانهای شمال تهران با صحنهای غیرعادی مواجه شدند: مرد جوانی سراسیمه و پابرهنه در حال دویدن بود و مدام پشت سر خود را نگاه میکرد. این رفتار مشکوک منجر به توقف و دستگیری او شد که بعدها مشخص شد سرکرده باند سرقتهای سریالی است. این مرد که "دزد وسواسی" لقب گرفته، فاش کرد که لحظاتی پیش، پس از تخریب قفل یک خانه و ورود به آن برای سرقت، با قطعی ناگهانی برق مواجه شده و همزمان با خروج ساکنان از واحدها برای بررسی علت قطعی، در آستانه لو رفتن قرار گرفته است. او از ترس، با پای برهنه از بالکن به کوچه پریده و قصد داشته خود را به همدستش که با یک موتورسیکلت سرقتی در حوالی منتظر بود، برساند که توسط گشت پلیس دستگیر شد.
روایت دزد وسواسی از عادت عجیب خود و بازگشت به جرم
متهم اصلی که مردی ۳۰ ساله و دارای سابقه کیفری است، در اعترافات خود به جزئیات زندگی و انگیزههایش پرداخت. او ادعا کرد که مدتی پیش توبه کرده و از دنیای خلاف کنارهگیری کرده بود، اما مشکلات مالی شدید او را دوباره به سمت سرقت سوق داده است. نکتهای که در روایت او بیش از هر چیز جلب توجه میکند، اذعان به وسواس شدید است که نقش تعیینکنندهای در دستگیریاش ایفا کرد. او بیان داشت: "من از بیماری وسواس رنج میبرم. از روزی که نقشه سرقت را کشیدم، وارد هر خانهای که میشدم کفشهایم را درمیآوردم. خودم هم دلیل این رفتار عجیبم را نمیدانم. کلاً وارد هر خانهای که میشوم کفشهایم را درمیآورم و تا حالا نشده با کفش وارد خانه حتی خانه خودم شوم."
او در تشریح شب دستگیری افزود: "آن شب هم مانند همیشه کفشهایم را درآوردم و در حال جستجو برای یافتن اموال قیمتی بودم که ناگهان برق رفت. همان موقع سروصدای ساکنان خانه و همسایهها را شنیدم. ترسیدم و فقط میخواستم فرار کنم. از ترس فراموش کردم کفشهایم را کجا گذاشتهام. از بالکن پریدم داخل کوچه و شروع به دویدن کردم." این اعترافات، پرده از بعد دیگری از شخصیت این دزد وسواسی برداشت؛ شخصی که میان تمایل به ارتکاب جرم و تلاش برای آرام کردن وجدان خود در نوسان بوده است. یادداشتهای عذرخواهی نیز تلاشی برای کاهش بار گناه و نوعی توجیه درونی برای اعمال مجرمانهاش بوده است.
تیم دزد وسواسی: از یادداشتهای عذرخواهی تا همدستی در جرم
پس از دستگیری سرکرده باند، او دو همدست دیگر خود را نیز معرفی کرد. این دو نفر ساعاتی بعد توسط مأموران اداره آگاهی تهران بازداشت شدند. اعضای این باند در بازجوییهای اولیه به انجام ۵ فقره سرقت سریالی اقرار کردند که آخرین مورد آن، به دلیل قطعی برق، نافرجام ماند و به دستگیریشان منجر شد. سازوکار این باند بدین صورت بود که یکی از همدستان به عنوان راننده و زاغزن (مراقب محیط) با سرکرده همراه میشد و نفر سوم نیز وظیفه مالخری و فروش اموال مسروقه را بر عهده داشت.
این پرونده نه تنها به دلیل روش عجیب و غریب "دزد وسواسی" در حین سرقت، بلکه به خاطر تلاقی ویژگیهای روانشناختی با جرم و جنایت، ابعاد تازهای از آسیبشناسی اجتماعی را نمایان میسازد. وسواس شدید، مشکلات مالی و بازگشت به جرم پس از "توبه"، همگی نشانههایی از پیچیدگیهای شخصیتی و اجتماعی هستند که در این پرونده به شکل بارزی خود را نشان دادهاند. تحقیقات تکمیلی جهت بررسی ابعاد دیگر این سرقتها و شناسایی سایر اموال مسروقه ادامه دارد.
مطالب مرتبط
- سفیر ایران در لبنان: ایران توان مقابله با هرگونه تهدید آمریکا و اسرائیل را دارد
- رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس: حذف ارز ترجیحی گریزناپذیر بود
- وزیر جهاد کشاورزی: یکسانسازی نرخ ارز راه حل اصلی اقتصاد است
- وزیر جهاد کشاورزی: یکسانسازی نرخ ارز راه حل اصلی اقتصاد است

علی رستگار، دانشآموخته رشته خبرنگاری سیاسی – اقتصادی از دانشکده خبر است. او فعالیت حرفهای خود را در عرصه رسانه از سال ۱۳۸۹ به طور رسمی آغاز کرد و در طول سالها با چندین خبرگزاری و نشریه همکاری داشته است.